افسوس که ارباب وفا را نخریدی

ارباب وفا
افسوس که ارباب وفا را نخریدی
ما یار تو بودیم تو ما را نخریدی
در سینه‌ی پاکت مگرم کینه کمین کرد
مس را طلبیدی و طلا را نخریدی
گنجینه‌ی قلبم ز مُرَوّت نگشودی
کردی تو جفا مهر وفا را نخریدی
صد حیف محبّت که کنم عرضه با اغیار
با مفت چرا گوهر ما را نخریدی
خویت همه تنـدی خصالت همه تلخی
افسوس به نرمی گپ ما را نخریدی
لعلت که بُوَد بهر دلم چشمه‌ی حیوان
بر تشنه لبی آب بقا را نخریدی
بیداد ز آزار تو ای فتنه گر دهر
راندی ز درت بلبل ما را نخریدی
حبیب الله بلبل | دیوان بلبل

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *