محمد اسحاق فایز
به تندیسِ من چشمِ تر می تراشی
به تندیسِ من چشمِ تر می تراشی گُهر دانه کردی، هُنر می تراشی قدم می گذاری که دَردَم بسازی به تلخی و سوزِ دگر می…
نسلِ آدم ، درد اگر کم داشت، گُل بی خار بود!
نسلِ آدم ، درد اگر کم داشت، گُل بی خار بود! دردِ آدم کاشکه، از جنسِ زهرِ مار بود درد و بیداری اگر جمعیتِ خاطر…




