داستانهای کوتاه
نجات خاطره – داستان کوتاه از خالده درویش
نجات خاطره – داستان کوتاه از خالده درویش حدود ده دقیقه می شد که بی وقفه، بر پیاده روی که موازی با جاده و…
عشق وسط جنگ و انقلاب – داستان کوتاه از خشنود خرمی
عشق وسط جنگ و انقلاب – داستان کوتاه از خشنود خرمی من در کابل عاشق شدم، در کابل به سوی او لبخند زدم و…
رؤیاهایی ربوده شده – داستان کوتاه از ایشور داس
رؤیاهایی ربوده شده – داستان کوتاه از محترم ایشور داس گاهی سوی ساعتم چشم میدوختم و باری دهلیز خانهٔ مان را. نگران بودم که…






