فرقی میان دیده و دریا نکرد و رفت

فرقی میان دیده و دریا نکرد و رفت پروای اشکِ پنجره‌ها را نکرد و رفت نام مرا زیاد ورق زد، بالاخره در لابه‌لای خاطره پیدا…

بالا نرفته‌ایم،‌ غباری‌که نیستیم

بالا نرفته‌ایم،‌ غباری‌که نیستیم از ما نخاست دود، شراری‌که نیستیم گفتید: نیست در نفسِ تان طراوتی حق با شماست، صبحِ بهاری‌که نیستیم کس سوی ما…